بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.
امسال ماه رمضان تصمیم گرفتم فقط سوره ی بقره رو بخونم. چند بار از اول تا آخر خوندم. البته قبل از ماه رمضان هم مدتی می شد که فقط این سوره رو می خوندم. امسال اول تصمیم داشتم که یه بار توی این ماه قرآن رو ختم کنم. به آخر سوره ی بقره که رسیدم حیفیم اومد اینقدر بی رحمانه قرآن بخونم. برای این بود که این تصمیم رو گرفتم. هدف این طوری بود که توی این ماه روان خوانی، فهم نفسی و تا حدی ارتباط بین آیه ها رو کار کنم. الان کمتر از یه هفته به آخر ماه رمضان باقی مونده. بعد از چند مرتبه خوندن این سوره تصمیم گرفتم که ارتباط بین آیه ها رو توی OneNote بنویسم. این کار رو از اول سوره انجام دادم و امروز رسیدم به آیه ی 286 (آخرین آیه). اما اصلا احساس نمی کنم که این سوره رو تموم کردم. یه احساس جالب پیدا کردم. احساس شکل زیر!
اگه این سه مرحله تموم بشه، من تازه می رسم به انتهای این سکوی چوبی. تا انتها خیلی راهه. از این جا نمی شه انتهای این سرزمین رو دید. باید شیرجه بزنم توی این آب و تا انتها شنا کنم. اگه این سه مرحله تموم بشه تازه اول کار شروع شده. چه بسا که دریای این سوره از اون دریاهای بی ساحل باشه...
یه نکته ای الان منو اذیت کرد. من از دبیرستان نوشتن رو تمرین کردم. از دبیرستان تا حالا دارم خاطره هام رو می نویسم. [شدیدا این کار رو پیشنهاد می کنم.] وقتی برای خودم می نویسم چون که مطمئن هستم هیچ کس متن هام رو نمی خونه، خیلی راحت می نویسم. بعضی وقت ها نوشته های خودم رو می خونم تعجب می کنم. اما الان ... . انشا الله که درست میشه... بگذریم...
چقدر قشنگه این آیه ی آخر:
«لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به و اعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولئنا فانصرنا علی القوم الکفرین»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر